❤عشق مامان و بابا آراد جونم❤
تاريخ : يکشنبه 6 دی 1394 | 14:48 | نویسنده : مامان الهام

                                 44.gif     

 این وبلاگ شاهزاده کوچولوی من آراد جونه خوش اومدین دوستتون دارم  niniweblog.com

عشقم

معصوم و پاکی، جلوه ی کوچکی از محبت و زیبایی خدایی

تا آن زمان که قلبم می تپد در کنارت می مانم و شادی تو ضامن بقای من است

                 

 لطفا نظر بدین ممنونم یادتون نره هاااا niniweblog.com

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 24 اسفند 1395 | 12:35 | نویسنده : مامان الهام

سلام عشقهای من

داریم یواش یواش به عید نزدیک میشیم امسال اولش با اتفاقهای بد شروع شد فوت خاله زهرای عزیز و ...ولی کنارش هم اتفاقهای خوب افتاد که مهمترینش تولد آوین جون بود چه زود داره سالها میگدره سال 96 رو با شما دو تا خوشگلای مامان شروع میکنم.

خرید عیدت

 





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 24 اسفند 1395 | 12:29 | نویسنده : مامان الهام

عشق مامان چهار ماهه شده چه زود میگذره داری بزرگ میشی دیگه عزیز مامان منو  و بابا و داداشی رو کاملا میشناسی  به دستهات توجه میکنی با صدای بلند از خودت صوت در میاری عاشق اینی که باهات حرف بزنن و بازی کنن عزیز مامان چون 12 اسفند تعطیل بود ما هم رفتیم خونه مامان جون مریم و بعد برگشت یعنی 14 اسفند واکسنت رو زدیم الهی بگردم که موقع واکسن زدن گریه کردی  خدا رو شکر تب نکردی فقط پات درد میکرد نمیتونستی تکون بدی عزیزم وزنت تو چهار ماهگی 8 کیلو و قدت64 و دور سرت43 همه چیزت عالی بود شکر خدا

دخترم آماده مهمونی رفتن





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 24 اسفند 1395 | 12:15 | نویسنده : مامان الهام

21 بهمن رفتیم مشهد و دوشنبه موقع برگشت رفتیم خونه مامان جون مریم چون هوا خیلی سرد بود وپکج ها خاموش بودند همونجا موندیم و بابا تنهایی برگشت بجنورد و آخر هفته تومد دنبالمون موقع برگشت برف میومد و اینم برف بازی شما

اینم روز بعدش 30 بهمن که بابایی از سر کار اومد ناهار و... برداشتیم  و رفتیم برف بازی اما هوا خیلی سرد بود یک کوچولو برف بازی کردیم و برگشتیم و چون شما آدم برفی درست نکرده بودی ناراحت بودی.میگفتی مامان جون خوش نگذشت آخه من آدم برفی درست نکردم.منم برای اینکه خوشحال بشی اومدیم تو حیاط خونمون یک دونه آدم برفی کوچولو با هم درست کردیم.

اینم قیافه ناراحتت موقع برگشت





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 24 اسفند 1395 | 11:54 | نویسنده : مامان الهام

دختر نازم سه ماهگیت مبارکبوس

 عزیزم مامان رو میشناسی دیگه بعضی موقعها با صدای بلند میخندی وزنت هم 7 کیلو شده .





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 24 اسفند 1395 | 11:38 | نویسنده : مامان الهام

سلام وروجکهای من

این روزها مامانی حسابی مشغوله وقت کم میارم ولی خوب شما دوتا رو که میبینم انرژی میگیرم.آراد حسابی با آوین بازی میکنه و بوسش میکنه آوین هم براش میخنده .

آوین 77 روزهبوس

اینم از کارای آراد عینک عروسکش رو زده چشم خواهر جونشبوس





[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 32 صفحه بعد